آزربایجان موبیل کیتابی ایکیمجی کیتاب اولاراق سایین مهندس حسن راشدی جینابلارینین دیرلی «بحران هویت در میان جوانان آذربایجان» یازیلارینی جاوا فرمتینده حاضیرلاییب. بونو آشاغیداکی باغلانتیدان یوکلیه بیلرسیز.
.همیده اؤنجه کی کیتاب بورداکی آیریجا یئنی باغلانتیداندا یوکله نیله بیلر
Advertisement

اینجا آذربایجان است.
فریبا نورانی
اخیراروزنامه شرق از قلم آقای محمد بقایی ماکان مقاله ای را تحت عنوان اینجا ایران است منتشر کرده است که لازم میدانم تذکراتی چند دررابطه با محتویات بی محتوای آن ارائه دهم.
آقای بقایی ضمن نادیده گرفتن حرمت زبان غنی تورکی آن را گویش یا لهجه ی شیرین آذری نامیده است و مدعی شده است که گویا این گویش نیز بیشتر واژگان خود را از فارسی به عاریه گرفته است. از آنجاییکه د ر نوشته ایشان تنها چیزی که به چشم نمیخورد تحلیل، مدارک، و مستندات علمی است از اینرو مجال پرداخت علمی را نیزبرای بنده فراهم نمیکنند.
آنچه هر تورک زبان در ایران با خواندن این سطور به ذهنش خطور میکند این است که ایشان با هیچ فرد تورک زبانی برخورد نداشته اند یا از زبان خیالی خویش سخن می گویند. طبق ادعای ایشان زبان تورکی که وی آن را گویش میشمارد، هم ریشه با زبان فارسی است ،پس در این صورت هر فرد فارسی زبانی باید بدون هیچ مشکلی زبان تورکی را درک کرده و متقابلا نیز چنین باشد که در واقعیت به لطیفه ای بیش مشابهت ندارد. نوشته ایشان چنان با تناقضات خویش درگیر است که ایران را با اینکه دربرگیرنده ی اقوام و هویت های متفاوت می داند، آذربایجانی یا تورک بودن را مغایر با با نجابت ایرانی می پندارد. کاش از نجابت مد نظرشان اندکی بیشترو واضح تر سخن می گفتند.در لابلای تمامی سطور ایشان ترسی عمیق را یافتم ترسی که با چاپ تعداد اندکی کتاب شعر و داستان به زبان تورکی بدان اعتراف کرده اند. ایشان که دم از وحدت ملی میزنند کاش اندکی به معنا و ریشه ی لغات توجه کرده و می دانستند که وحدت لغتی است از زبان عربی به عاریه گرفته شده و هیچ گاه به معنی یکسان بودن نیست. وحدت ملی با رعایت حقوق انسانی و شهروندی تمامی اقوام و ملت ها معنا می یابد نه با انکار تاریخ ،گذشته ، فرهنگ و زبان ملتی چون ملت آذربایجان که بر خلاف ادعای ایشان هویت و زبان خویش را از شبکه های ماهواره ای به عاریه نمی گیرد. وقتی عناصر هویت ساز ایرانی (طبق استناد به گفته ایشان)وجود زبان فارسی را با انکار دیگر ملت ها مجاز می پندارند ایشان چرا نگران تمامیت ارضی ایران نمیشوندکه در حقیقت این اصل مرسوم اما غلط است که تمامیت ایران را تهدید می کند.
اگر با دیدگاه ایشان به زبان پارسی بنگریم زبان عربی نیز لهجه ای از زبان پارسی خواهدبود. برای مثال شما را به متون حقوقی کشور ارجاع می دهم که بدون استفاده از لغات عربی قادر به سخن گفتن نیست. مثالی ویژه تر اصل پانزده قانون اساسی است که ار سی و پنج لغت آن هیجده لغت از زبان عربی گرفته شده است.اصلی که رسمی بودن زبان فارسی را بیان میکند بدون استفاده از لغات عربی قادر به تکلم نیست پس یا این حساب غرض ورزی ایشان چیزی فراتر یا پسین تر از اغراض ظاهری مطرح شده در این مقاله می باشد. اگر به مقطع تاریخی و زمانی خاصی که برای انتشار این مقاله برگزیده شده است دقت کنیم متوجه می شویم دقیقا در مقطعی این ادعاهای اختلاف انگیز مطرح گردیده است که همگی نیروهای سیاسی،اجتماعی فعال در عرصه کشور از لزوم اتحاد و یکپارچگی عاجل سخن می گویندوسعی در حل مسئله اقوام دارند. به نظر میرسد که ایشان نه تنها دغدغه تمامیت ارضی را ندارند بلکه در زیر نوشته ایشان نیت ایجاد تفرقه و نفاق به خوبی هویداست و درد ایشان نه درد زبان است و نه درد هویت و معلوم نیست تحت عنوان خدمت به ایران به چه کسانی خدمت می کنند؟
من بو یازینی شرق ده گوندرمیشم.